Archive for می, 2008

همینطوری

می 21, 2008
کارهای اداری مربوط به استخدامم تا حدود زیادی پیش رفته و وارد مرحله آخر شده، الان حس بهتری نسبت به زندگی دارم، حالم خیلیییییییییی خوبه، با ورزش کردن خیلی حال می کنم.

همینطوری

می 20, 2008
کارهای اداری مربوط به استخدامم تا حدود زیادی پیش رفته و وارد مرحله آخر شده، الان حس بهتری نسبت به زندگی دارم، حالم خیلیییییییییی خوبه، با ورزش کردن خیلی حال می کنم.

لباس پلنگی ارتش

می 15, 2008

چرا این لباس پلنگی تا حدودی زیبا وقتی تو تن آدمها می ره، این همه خصلت آدمها روعوض میکنه، شاید به خاطر نیروی این لباسه، آدمها رو به پستی، رذالت، حیونگری، خودکامگی … می کشونه. لباس کثیفیه.

À la recherche du temps perdu در جستجوی زمان از دست رفته

می 3, 2008

تقریبا 2 سالی هست که می خواستم این رمان 7 جلدی رو بخرم، تو کتابخونه ها دنبالش می گشتم اما جلد اولش رو پیدا نمی کردم تا اینکه واسه دومین بار تو این کتابخونه شهر خدمتم بطور شانسی تونستم تمام جلداشو پیدا کنم، کلی ذوق زده شدیم!

Arsenal Rengers 812

می 1, 2008

شوخی شوخی شدیم سرباز توپخانه و هنوز نمی دونم خدمت سربازی  آیا به دردم می خوره یا نه!

برای منی که به برابری آدمها اعتقاد دارم و برای همه احترام یکسانی قائلم،

سختمه که به یه سرباز درجه پایین تر دستور بدم.

سربازی برام یه محیطی شده که این اصل طبقاتی رو بپذیرم که لازمه آدمها طبقه بندی بشن.

البته با حفظ احترام برای هر طبقه، چه بخواهیم و چه نخواهیم این راز بقاء و تلاش ما آدمها برای کسب قدرت و غذا و مکان

درجامعه هامون وجود داره وازش تبعیت می کنیم که اگه نخوری، خورده میشی.

نکته های مدیریت سربازی

1- به سرباز اصلا رو نده

2- همیشه باهاش جدی باش

3- زیاد بهش اطلاعات شخصی خودت رو نده که باهات پسر خاله شه

4- جلوش اصلا خلافی رو مرتکب نشو که بعدا زیرابتو بزنه

5- با کادری های پادگان هم زیاد شوخی نکن( یه مشت گدا گشنه که از گرسنگی اومدن کادری شدن!)

فعلا که سربازی داره خوب میگذره، تا ببینم حس ایندم نسبت بهش چیه!