Archive for جولای, 2008

خداجون شکرت

جولای 30, 2008
سور ازدواج محمد بود، رفتیم تو دامن کوه، هوای خنک، جمع دوستان قدیمی، املت صبحونه، کباب عالی ناهار، شوخی های دوستانه، سبزه زار بکر، عکس گرفتن با گاو و گوسفندها، حسرت خوردن به حال آدمهایی که تو اون گوشه دنیا برای خودشون آرامش دارن… روحم تازه شد.

از کتاب دولت و فرزانگی

جولای 29, 2008
زندگی شما بازتاب اندیشه درونی شماست، از زندگی هرآن چه بخواهی همان را در اختیار شما قرار می دهد.

نوشته مارک فیشر
ترجمه گیتی خوشدل

زندگی شاید همین باشد!

جولای 18, 2008
این سه روز رو همش تو دریا گذروندم، فوتبال کنار دریا، شنا تو بارون، بردن کله پاچه آخر شب تو شرط بندی، از زندگیم راضیم، فقط مشکل پول در آوردن تو آینده و یه پول حسابی به هم زدن فکرمو در گیر خودش می کنه. باید رو گزینه هام فکر کنم، تمام انرژیمو واسه دو، سه سال جمع کنم، بعد پول هامو به سمت ساخت و ساز هدایت کنم، مهاجرت هم یه گزینه می تونه باشه برام.

از اینها کجا دارن؟

جولای 17, 2008

جولای 17, 2008
چرا تو ترک سیگار اینقدر ضعیفم، من خودمو دوست دارم، موهامو دوست دارم، پوستمو دوست دارم، پس ترکش می کنم!

cut

جولای 17, 2008
با خانوم نون به هم زدم، دیگه دوستش نداشتم. خیلی وقته که دیگه نمی تونم دوست داشته باشم کسی رو، اینطوری هم واسه خودش بهتر شد هم من، شاید بدون من بتونه بهتر زندگی کنه.

واسه 3 روز اومدم خونه

جولای 15, 2008

به یه بهانه ای تونستم ازاون فرمانده باجگیرمون یه مرخصی 3 روزه بگیرم وبیام خونه، یه روز تعطیل( روز پدر) هم رفت تو پاچه ام. کاش ارتش همه چیش مثل این حال دادن به سرباز بدبخت از رو قانون بود. وقت مرخصی که میشه آیین نامه ای می شن همه

Healthy life

جولای 11, 2008
از امروز سیگار و همه چیزهایی که به جسمم ضرر می زنه رو ترک کردم

آدمهای ضعیف

جولای 11, 2008
با اینکه سربازها تو پادگان از همه افراد مافوقشون بدشون میاد، اما فرمانده های ضعیف بیشتر مورد تمسخر اونا قرار می گیرند و از فرمانده های سفت و محکم بیشتر خوششون میاد، هیچ آدم ضعیف وشلی برای آدمهای دیگه جذاب نیست و تمسخر نسبت به اینجور آدمها رو میشه ازچشم اطرافیان خوند. هر آدمی منتظر تا یه چیزی تو وجود شما ببینه که خودش نداره یه قدرت، یه اعتماد به نفس، یه محکمی

میخوام یادم بمونه

جولای 11, 2008

آدمهای تو گردان رو همیشه به خاطر بسپار، آدمهای قوی، ضعیف، معتاد، سرگرد، اون رکن 3ی معتاد، آقای اسنرس، سرهنگ خ، کسی زیاد براشون احترام قائل نیست