cut
By tireng
با خانوم نون به هم زدم، دیگه دوستش نداشتم. خیلی وقته که دیگه نمی تونم دوست داشته باشم کسی رو، اینطوری هم واسه خودش بهتر شد هم من، شاید بدون من بتونه بهتر زندگی کنه.
This entry was posted on جولای 17, 2008 at 4:03 ق.ظ and is filed under روزمره, عشق. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.