چقدر خندیدم

By tireng

دوباره تو جمع دوستام قرار گرفتم، با 8 روز مرخصی که از اون فرمانده ناخن خشک کندم، کلی انرژی دارم الان، کلی روحیه. اون دخمه لعنتی و سیاه پادگان رو فراموش کردم، با صدای همیشگی و 24 ساعته پنکه و کولر آبی. دوباره یکی از اون شبهایی که آدم خنده مستانه می زنه، تکرار شد با کلی ماجرای مضحک از اون چوپنبه گرفته تا دم در کلانتری سیگار کشیدن و ماجرای مفقود شدن ماشین نصابه!

يك پاسخ برايش بگذاريد